با مفقود شدن یک فعال سیاسی و مدنی، یک وکیل و بازداشت اعضای خانواده او، دور جدیدی از فشارها آغاز شده که حکایت از بی اعتنایی مسئولان قضایی و امنیتی به قانون دارد. هدی صابر، فعال ملی مذهبی، از روز یکشنبه مفقود شده و خانم فریده جمشیدی، همسر او در گفتگو با "روز" اعلام کرده پی گیری هایش تاکنون بی نتیجه بوده و هیچ نهادی پاسخی به وی نداده است.همزمان از محمد مصطفایی، وکیل دادگستری نیز هیچ خبری در دست نیست، در حالیکه همسر و برادر همسر وی از یکشنبه شب بازداشت شده اند.
در این شرایط عیسی سحرخیز هم در نامه ای سرگشاده خواهان محاکمه آمران و عاملان ضرب و شتم و رفتارهای یکساله گذشته با خود شده و عمادالدین باقی هم در پرونده مربوط به انجمن دفاع از حقوق زندانیان، به یک سال حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از فعالیت رسانه ای و سیاسی محکوم شده است.
بی خبری از هدی صابر
فریده جمشیدی، همسر هدی صابر دیروزدر مصاحبه با "روز" ضمن ابراز نگرانی از وضعیت همسرش اظهار داشت: "از ساعت 6 روز یکشنبه که همسرم از محل کار خود خارج شده، هیچ خبری از او نداریم و به شدت نگران هستیم. هر جا هم مراجعه کردیم گفتند خبری ندارند."
خانم صابر می افزاید: "دادسرای اوین، دادگاه انقلاب، پلیس 110، پلیس قضایی و هر جایی که فکر میکردیم باید مراجعه کنیم مراجعه کردیم اما هیچ پاسخی ندادند. ما امیدواریم هر جایی که هست بگذارند حتما یک تماس کوتاهی با ما بگیرد."
وی با اشاره به حضور ماموران در محل کار همسرش که هفته گذشته صورت گرفته بود، افزود: "هفته گذشته به محل کار او رفته بودند اما او نبود و ما هم نمیدانیم دقیقا چی می خواستند اما پیشتر زنگ زده بودند و من جواب داده بودم. گفته بودند به آقای صابر بگویید بیایددادگاه انقلاب چون باید به زندان برود و حکم سال 81 او به اجرا گذاشته شده است. فردای همان روز آقای شریف، وکیل همسرم رفتند و اعتراض کردند و گفتند باید احضاریه رسمی بدهید، که ندادند و خبری هم نبود. آقای صابر هم این مدت فعالیتی نداشتند که بازداشت شوند و اصلا دلیلی برای بازداشت ایشان نبوده است."
وضعیت نامعلوم خانواده مصطفایی
فرشته حلیمی، همسر محمد مصطفایی و برادرش فرهاد حلیمی، یکشنبه شب حدود ساعت ۱۱ شب، بازداشت شدند و از محمد مصطفایی نیز هیچ اطلاع دقیقی در دست نیست.
براساس گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، روز شنبه محمد مصطفایی برای اخذ پارهای توضیحات به دادسرای مستقر در زندان اوین مراجعه کرده و مدت چهار ساعت مورد بازجویی قرار گرفته بود.
پس از آن، عصر یکشنبه، نهادهای امنیتی با مراجعه به دفتر مصطفایی، درحالی که حکم جلب وی را بههمراه داشتند، برای بازداشتش اقدام کردند اما به دلیل عدم حضور این وکیل دادگستری در محل، موفق به بازداشتش نشدند.
در نهایت، شب گذشته در حدود ساعت ۱۱، فرشته حلیمی و برادرش فرهاد حلیمی، در حوالی دفتر کار محمد مصطفایی بازداشت شدند و تا این لحظه هیچ اطلاعی از محل نگهداری آنان در دست نیست.
در چند روز گذشته، محمد مصطفایی، دوبار به صورت تلفنی به دادسرای مستقر در زندان اوین احضار شده بود.
حبس و محرومیت برای عمادالدین باقی
عمادالدین باقی، به یک سال حبس تعزیری و ۵سال ممنوعیت از فعالیت در امور احزاب و رسانه ها و انجمن ها محکوم شد. این حکم مربوط به پرونده انجمن دفاع از حقوق زندانیان است و این روزنامه نگار باید در انتظار دادگاه دیگری برای رسیدگی به پرونده شکایت وزارت اطلاعات از او بخاطر مصاحبه منتشر شده با آیت الله منتظری در بی بی سی بماند.
در حکم صادره از "اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و افشاء اسناد طبقه بندی شده" به عنوان اتهاماتی یاد شده که مبنای صدور حکم بوده اند.
به گزارش وب سایت تاآزادی روزنامه نگاران، باقی در پی فوت آیت الله منتظری و پخش مصاحبه اش با او از۷ دی ۱۳۸۸ به مدت ۶ ماه در بازداشت بود که ۵ ماه از این مدت را در سلول های انفرادی یا بسته بازداشتگاه ۲۴۰ بسر برد. طرح مسایلی درباره زندانیان و اعدام ازجمله موارد مشکل ساز در این مصاحبه بوده است.
این نویسنده، پژوهشگر و فعال حقوق بشر، پس از اولین جلسه دادگاه با تودیع دویست میلیون تومان وثیقه در تاریخ دوم تیر۸۹ از زندان آزاد شد و در انتظار جلسه بعدی دادگاه در ۲۶ مرداد۱۳۸۹ است.
انتقال جلایی پور به زندان مشهد
محمدرضا جلاییپور، سخنگوی پویش موج سوم، پس از گذراندن چهل روز در سلول انفرادی زندان اوین به مشهد منتقل شد.
به گزارش کلمه، محمدرضا جلاییپور روز گذشته در تماس تلفنی کوتاهی با پدر خود خبر داد که به زندانی در مشهد منتقل شده است.او در این تماس گفته است همچنان در انفرادی به سر میبرد و از دلایل اتهامی خود بیخبر است.
گفتنی است جلاییپور با حکم بازپرسی مشهد، که به امضای بازپرس حیدری رسیده بود چهل روز پیش در تهران بازداشت شد. بنا بر اظهارات بازپرس حیدری این بازداشت برای ارائه پارهای توضیحات صورت گرفته بود.
نامه سرگشاده سحرخیز به رئیس دستگاه قضا
عیسی سحزخیز، روزنامه نگار سرشناس ایرانی که در زندان به سر می برد با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضائیه، خواستار محاکمه آمران و عاملان ضرب و شتم و مظالمی شد که در یک سال گذشته نسبت به او و خانواده اش روا داشته شده است.
متن کامل نامه سحرخیز که نسخه ای از آن در اختیار روز قرار گرفته بدین شرح است:
به نام خدا
گفت آن يار کزو گشت سردار بلند
جرمش اين بود که اسرار هويدا میکرد
فيض روحالقدس ار باز مدد فرمايد
ديگران هم بکنند آنچه مسيحا میکرد
رياست محترم قوه قضائيه، آيتالله صادق آملی لاريجانی
با اهداء سلام
احتمال میدهم از طريق مسئولان زيردست، از جمله رياست شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب يا رسانههای خبری تاکنون آگاه شده باشيد که اينجانب روز يکشنبه ۲۷/۴/۸۹در جريان محاکمهام در شعبهی فوقالذکر، از آمران و عاملان ضرب و جرح و شکنجه منتهی به شکستگی استخوان سينه، پارگی تاندون شانه چپ و کبودیها و جراحات ديگر اعضای بدنم، شکايت کتبی کردم. اين افراد عبارتند از: آقای محسنی اژهای، وزير اطلاعات؛ محمود احمدینژاد، رئيس جمهور وقت؛ و...، رهبری جمهوری اسلامی. افرادی که بهعنوان آمران و عاملان، يا کسانی که طی يکسال گذشته در برابر اين تخلفات علنی و مظالمی که عليه من و خانوادهام انجام شده، سکوت توأم با رضا کردهاند، ازجمله "متشاکيان عنهم" بودهاند.
لازم است بدانيد نقش حجتالاسلام اژهای، دادستان کل کشور کنونی، "ويژه" بوده است. ايشان فردی است که در زمانهای گوناگون و در پستهای مختلف شخصا" به ضرب و شتم دستگيرشدگان میپرداخت؛ ايشان همان کسی است که در جايگاه رياست دادگاه ويژه روحانيت، ظلم عظيمی را به دستور...، رهبری نظام جمهوری اسلامی، عليه مرحوم آيتالله العظمی منتظری، بيت ايشان و شاگردانش روا داشت؛ آقای محسنی اژهای همان کسی است که در جايگاه معاون قوه قضائيه، در جلسه رسمی هیأت نظارت برمطبوعات، اقدام به پرتاب قندان بهسوی نماينده مديران مطبوعات کشور کرد که منجر به کبودی شديد کمر بنده شد، و بعد با گاز گرفتن شانهام، مرا زخمی کرد؛ که براساس مندرجات گزارش پزشکی، بايد حد قانونی "قذف" در چند مورد عليه وی (تا ۷۴ ضربه شلاق در ملاعام) اعمال شود.
آقای محسنی اژهای در رأس افرادی قرار دارد که اينجانب عليه آنان شکايت کردهام، چون مأموران تحت امر ايشان، مرا در زمان دستگيری زير ضربات مشت و لگد گرفته و شکنجه کردهاند. بهگونهای که در جريان اين برخورد خشن، اصل ۳۸ قانون اساسی، ماده ۵۷۸ قانون مجازات اسلامی، و ماده ۵ اعلاميه قوق بشر نقض شده است (به شرح صفحات ۲و۳ دفاعيهام.)
در اين ميان، محمود احمدینژاد که مسئول مستقيم محسنی اژهای در زمان قوع جرم آنان (۱۲/۴/۸۹) بوده، به تبع مقامش و مطابق نص صريح قانون ساسی، از جمله اصول ۱۳۳، ۱۳۴، ۱۳۶ و ۱۳۷ بايد پاسخگوی اين اقدامهای جرمانه باشد.
و بالاخره...، عالیترين مقام رسمی جمهوری اسلامی که به خود حق دخالت در تمام امور مقننه، مجريه و قضائيه کشور را داده و میدهد و روسای قوا خلاف روح و مفاد قانون اساسی سخنان و اوامر او را "فصلالخطاب امور" میدانند، در اين جريان نقش غيرقابل انکار و تعيينکنندهای دارد، و به تبع اين مقام و مسئوليت بايد پاسخگوی اعمال افراد تحت امر و تخلفات گسترده باشد.
پرسش اين است که چرا ايشان در قبال جنايات کهريزک دخالت مستقيم میکند – هرچند تاکنون به زيان تعدادی از خانوادههای تحت جنايت و افراد تحت ستم – اما در قبال جنايات و شکنجههای صورت گرفته در بازداشتگاههای مختلف زندان اوين (ازجمله بندهای ۲۰۹، ۲۴۰ و ۲ الف) سکوت مینمايد، و حتی موجبات ارتقای مقام وزير اطلاعات وقت را که نقش مستقيمی در اين فشارهای روحی و جسمی داشته، فراهم می کند؟ طرفه اينکه ايشان، آقای محسنی اژهای را به کرات عضو تيمهای رسيدگی به جرم و جنايتها و قانونشکنیها میکند.
اينجانب تا روز ۲۷/۴/۸۹، يعنی روز برگزاری دادگاهم، امکان طرح شکايت نداشتهام، درحالیکه به شرح مندرجات پروندهام از همان روز اول انتقال به اوين خواستار دسترسی به پزشکی قانونی و اقامه دعوا عليه آمران و عاملان شکنجه بودهام؛ درخواست به حقی که هيچگاه از جانب مأموران وزارت اطلاعات تحت رياست محسنی اژهای و مسئولان زندان اجابت نشد. اين درخواست حتی در زمان ملاقات نمايندگان سه قوه و دادستان جديد تهران، آقای جعفری دولتآبادی مطرح گرديد اما کوچکترين قدم مثبتی در اين راه برداشته نشد.
دادستان تهران در تاريخ ۱۳/۴/۸۹، برای ديدار با زندانيان سياسی به زندان رجايیشهر آمد؛ ايشان در اين ديدار قول رسيدگی به شکايت اينجانب و دسترسیام به پزشکی قانونی را عنوان کرد، اما با وجود گذشت سه هفته، هنوز هيچ کاری صورت نگرفته است.
اينجانب در اين نامه سرگشاده اعلام میدارم که اگر طی يک ماه از تاريخ انتشار نامه، مقدمات تشکيل دادگاه عليه افراد فوق بهعمل نيايد، اين حق را برای خود محفوظ میدانم که از طريق خانم شيرين عبادی، وکيل خود، در مراجع قضايی جهان و مجامع بينالمللی پروندهای عليه نامبردگان گشوده، و مسئله را بهگونهای ديگر پيگيری نمايم.
با احترام
عيسی سحرخيز
زندان رجايیشهر کرج
شنبه ۲مرداد ماه